تبليغاتX
انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی

شرکت آفاق نمود تجارت دنا با مدیریت آقای بهفروز و با هدف اشاعه فرهنگ کتابخوانی اقدام به برگزاری یک طرح کتابخوانی در سراسر پایانه های کشور با همکاری وزارت راه نموده است.به این صورت که در هر ایستگاه غرفه هایی دایر است که در آن علاوه بر فروش، کتاب به صورت امانت هم عرضه می گردد و مدت امانت آن 3 روز است. برای امانت گرفتن کتابها، بهای کتاب را باید پرداخت و هنگام تحویل کتاب پول شخص برگردانده می شود.

بزرگترین مزیت این طرح سراسری بودن آن است. به این صورت که هنگام امانت دادن کتاب یک قبض در داخل کتاب قرار می گیرد و قبض دیگر نزد مسئول غرفه می ماند و کسی که مثلاً می خواه با قطار از تبریز به تهران سفر کند می تواند کتاب را در پایانه موجود در تبریز امانت گرفته و با ارائه قبض در تهران تحویل دهد.

امیدواریم طرح هایی از این قبیل در گشور تداوم داشته باشد و باعث حضور پر رنگتر کتاب در زندگی ما ایرانیان شود.

در نهایت از آقای کریم گل رضایی مسئول غرفه راه آهن تبریز به خاطر همکاری صمیمانه شان تشکر می نماییم.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی ملکی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 16:56 |

با وجود اینکه میزان مطالعه در کشور ما بسیار کم است اما کسانی هم هستند که واقعا" عاشق کتاب و کتابخوانی هستند. گزارشی که مطالعه خواهید کرد در مورد یکی از همین افراد است:

-لطفا" خودتان را معرفی کنید.

-من فرهاد ورغائیان؛ فوق دیپلم علوم انسانی هستم.

-می توانید در مورد مغازه تان کمی صحبت کنید؟

-این مغاره تنها محل درآمد من است و در آن هم به فروش لوازم التحریر وهم به امانت کتاب می­پردازم. در این مغازه حدود 3000 جلد کتاب موجود است که بنده از سن 25 سالگی آنها را جمع کرده­ام و هم اکنون نیز تا حد امکان سعی میکنم به این مجموعه اضافه کنم. این مجموعه شامل کتابهایی در موضوعات مختلف از جمله: رمان که شامل رمانهای تاریخی، فلسفی، رمانهای چند جلدی قدیمی و کلاسیک، داستانهای کوتاه، زندگینامه، شعر، کتب عرفانی، فلسفی، تاریخی، روانشناسی و کتابهای دیگر در موضوغات مختلف است که تمام این کتابها به امانت داده می­شوند و برای امانت دادن آنها کارت ملی یا ودیعه گرفته می­شود و به ازای هر کتاب بر حسب میزان ارزش آن 200 یا 300 تومان می­گیرم و مدت زمان آن هم تا حدودی نا محدود است و با وجود اینکه تقریبا" 3 هفته برای آن تعیین شده است اما هدف مطالعه است و اگر بیشتر از این مدت هم باشد مشکلی پیش نمی­آید.

-بیشتر چه کسانی از شما کتاب امانت می­گیرند؟

-بیشتر دانشجویان برای ارائه تحقیق یا اساتید برای نقد ادبی به این مغازه مراجعه می­کنند البته امروزه به دلیل وجود تحقیق های حاضری موجود در بازار و یا به خاطر استفاده از اینترنت کمتر مراجعه میکنند و مردم عادی نیز بیشتد رمان به امانت می­گیرند و هم اکنون حدود 30 نفر مشتری ثابت دارم.

-هدف اصلی شما از ایجاد این مجموعه چیست؟

-من برای تامین مالی و مهمتر از آن علاقه شخصی و اشاعه فرهنگ، این کار را شروع کردم. البته در ابتدا بسیاری بودند که مرا از انجام این کار منع می­کردند اما من به کارم ادامه دادم.

-روزی چند ساعت مطالعه می­کنید؟

-اوایل بیشتر، اما اکنون روزی 4-5 ساعت.

-آیا فکر نمی­کنید علت نخواندن کتاب گرانی آن باشد؟

-نه؛ کتاب علاوه بر بار معنوی زحمات زیادی را می­طلبر تا به این شکل درآید و به نظر من گران نیست.

-و اما سخن آخر و توصیه شما به جوانان؟

-برای سخن آخر سخنی از آقای ضیاء موحد که در ابتدای مجموعه شعرش از پل والری آورده را می­گویم: "من صمیمانه اعتقاد دارم اگر کسی نتواند به جز زندگی خود زندگیهای دیگری را زیست کند زندگی خود را هم نمی­تواند زیست کند و شاید جواب سوالات در همین جمله والری نهفته باشد. کتاب خواندن و نه درس خواندن متضمن یک تنهایی است. یک تنهایی که در تضاد کامل با انزوای انسان در دنیای امروز است. این تنهایی در جهانی دیگر اتفاق می­افتد، جهانی که نویسنده، شاعر یا فیلسوف آنرا خلق کرده و ما را به آلیس بودن در این سرزمین عجایب دعوت می­کند."

-با تشکر از همکاری شما.                        -متشکرم.

دوستانی که تمایل دارند به این مغازه مراجعه کنند آدرس این مغازه به شرح زیر است:

تبریز- خیابان رسالت- روبروی بانک تجارت- خانه کتاب و تحریر   

 

+ نوشته شده توسط مجتبی ملکی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 14:11 |

نمی­دونم از کجا شروع کنم. مثل اینکه ابتدای نوشته­ام نیز مثل هویت خودم مجهوله.

بعد از 12 سال درس خوندن، امیدی واهی تموم وجودم رو به خودش جلب کرده بود که مردم به این امید می­گفتن دانشگاه. هر چی باشه به کلمه قشنگی بین مردم تبدیل شده، غافل از اینکه فقط به ظاهرش نگاه می­ کنن.

بعد از یک سال پشت کنکوری شدن امیدوار بودم که با رتبه ای که آورده ام در رشته خوبی قبول بشم، ولی، ولی دست بر قضا وبا کمکهای غیبی، اشتباه وارد کردن کد رشته بانی خیر شد تا از رشته­ای گمنام به نام کتابداری سر دربیارم. قبل از اومدن به دانشگاه تمرین حمل کتابهای سنگین رو می­­کردم، در ضمن تصمیم گرفتم که به باشگاه بدنسازی برم تا عضلاتی قوی برای حمل کتابها داشته باشم... خیلی کارهای دیگه هم کردم، از جمله تمرین گردگیری برای آماده شدن به پاس کردن واحدهای گرد و غبارگیری کتابها. اما در دانشگاه چیزی که باهاش روبرو شدم علم نامیده می­شد و فقط ناآشنایی من و دید جامعه باعث این کارها شده بود.

رشته ام فقط کتابداری محض نبود و چیز دیگری هم داشت و آن ترکیب دو کلمه­ای اطلاع رسانی بود که به آخر کتابداری اضافه کرده بودن و گویا کسی به آن توجه نداشت.

در دانشگاه متوجه شدم که اشخاصی از سردمداران رشته نامهای دیگه­ای هم بر رشته گذاشتن و نام فعلی اونو قبول ندارن از جمله این نامها:"مهندسی دانش"،"دانش شناسی" بود.

در بین دانشجویان نیز رشته تونسته بود نامهایی رو برای خودش کسب کنه از جمله اینکه برخی از همکلاسی هام برای کلاس گذاشتن، رشته رو مرتبط با کامپیوتر و از شاخه های  IT می گفتن.

رشته مون در بین دانشجویان دیگه هم بی نصیب نبود و به القاب فاخری مشهور بود از جمله: "مهندسی گرد و غبار"،"مهندسی قفسه". وفهمیدم ظاهر بینی نسبت به دانشگاه به دانشجوها هم سرایت کرده!

وقتی آشنایان ازم می­پرسیدن که چه رشته ای می خونی با لحنی سریع می­گم: ...ابداری، و خیلی ها فکر می کنن می گم حسابداری و وقتی یه سوال تخصصی می کردن ضایع می شدم.

اما خوشبختانه همه این طرز فکرها در ترم اول بود وبا گذشت زمان، با آشنایی که از ماهیت رشته بدست آوردم علاقه ام به این رشته بیشتر شد و اگه دوباره فرصت انتخاب رشته رو داشته باشم این بار با اراده خودم این رشته رو انتخاب می کنم.

+ نوشته شده توسط مجتبی ملکی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 14:48 |

چند روز پیش وقتی که از راهروی دانشکده علوم تربیتی رد می شدم کاغذی رو گوشه بولتن خودمون(کتابداری و اطلاع رسانی) دیدم.اطلاعیه انتخاب دانشجوی نمونه سال بود.اگه یادتون باشه دانشجوی نمونه سال ۸۷ در مقطع کارشناسی خانم راضیه سلیمانی دانشجوی رشته کتابداری دانشگاه قم بودند.

به امید موفقیتهای بیشتر برای بچه های کتابداری و اطلاع رسانی 

+ نوشته شده توسط مجتبی ملکی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 12:33 |

ساعت ۹:۱۵ -۵۰ نفری بودیم که از طرف دانشگاه به سمت نمایشگاه راه افتادیم و ساعت ۱۰:۳۰به نمایشگاه رسیدیم.این نمایشگاه واقع در کتابخانه مرکزی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تبریز بود.کتابهای تخصصی رشته کتابداری واطلاع رسانی- پزشکی- پرستاری -زبان انگلیسی و همچنین کتابهای عمومی در این نمایشگاه در معرض نمایش بود.کتابهای رشته کتابداری و اطلاع رسانی از منابع معتبر تخصصی ومنابع ارشد به همراه کتابهای آموزشی این رشته بودندو بااینکه خرید کتاب ممکن نبود اما با پرداخت ۵۰٪ از هزینه کتاب امکان دریافت پس از یک هفته وجود داشت.

راستی !یه خسته نباشید خدمت بر وبچه های انجمن کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه که این بازدید رو ترتیب دادن میرسونم

+ نوشته شده توسط مجتبی ملکی در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 14:53 |